نقاشي اولين چشمه جوشان هنر بوده است به عنوان مثال در آن غارهاييکه از هزاره بيستم تا هزاره پانزدهم پيش از مسيح در پيش از تاريخ و در ايران كه البته تاريخش هم خيلي درست نيست و بعضي از اين نقاشيها پيش از هزارهي دوازدهم است، مي بينيم كه اولين اثري كه از انسان به جا مانده نقاشي است، چه به صورت طراحي و چه نقاشي.

آثار پيكرسازي مربوط به هزارههاي بعد است. حتي بزرگترين پديدهاي كه در زندگي بشر به وجود آمده ابداع خط است كه كهنترين آن ابداع خط سومري است كه مربوط به سه هزار و چهارصد سال قبل از ميلاد است، در واقع بعد از تحولي است كه در آغاز به حالت تصويري بوده است ما ميبينيم كه اول نقاشي بوده و بعد به خط تبديل شده، حال ببينيم كه علت چيست؟

علت اين است كه تمام هنرها از يك يا دو بعد طبيعت و احساس انساني بهره برداري كردهاند ولي نقاشي همه ابعاد روحي و احساسي انسان را بهرهبرداري كرد از طرف ديگر به جرات ميتوان گفت نقاشي تنها هنري است که در واقع پنج عامل مختلفي را كه در همه هنرها تاثير زيادي دارد در بر مي گيرد: عامل فضا، زمانی كه به وسيله عامل حركت به وجود ميآيد و احساس ميشود و  عامل نور كه در نتيجه حركت ذرات است و  عامل رنگ كه در نتيجه تجزيه نور پديد ميآيد.

در مجسمه سازي فقط فضاي مجسمه است ولي نقاش سعي ميكند لايتناهي را القا كند و به همين دليل هم بوده كه در بعضي از نگارههاي دوران تيموري و صفوي همچنين مكتب هرات، شيراز، تبريز، نقاش سعي كرده كه قاب نقاشي را پاره كند و نقاشي را بيرون ببرد. بعضي از ايـنهـا مثل سلـطان مـحمد برعكس عمل كردهاند يعني حركت را از بيرون به درون تصوير كردهاند يعني ميخواهند فضاي لايتناهي را، حركت عناصر را، حركتي كه در فضا و زمان است القا كنند.

آنها كه ميگويند ژرف نمايي يا به عبارت فرنگي پرسپكتيو در هنر ايراني نيست، برداشت بسيار نادرستی است. پرسپكتيو به شيوه رنسانسي در هنر ايراني نيست اين يك شيوه خشك و القا‌ی غلط است ولي هنر ايراني ژرف نمايي، تسخير زمان و فضا دارد.          دكتر حبيب ا... آيت اللهي

۱۳۸٥/٩/۸ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ توسط فرخنده فیروزفرد نظرات ()
تگ ها: