شايد بتوان تاريخ آرايش و تذهيب قرآن را همزمان با نوشتن آن دانست به اين معني كه نخست به منظور تعيين سر سوره ها، آيه ها، جزوه ها و سجده ها آن را به نوعي تزئين مي كردند. رفته رفته علاقه مفرط مسلمانان به قرآن و همچنين عشق به تجمل، هنرمندان را بر آن داشت تا در تذهيب آن دقت بيشتري به كار برند و در نتيجه اين آثار از سادگي بيرون آمد و جنبه تزئيني به خود گرفت به خصوص قرآن هايي كه در براي امرا و بزرگان نوشته مي شد. اين امر خود يكي از علل توجه هنرمندان به تزيين بيشتر و موجب تكامل فن تذهيب شد.
به گزارش ميراث خبر مهدي مكي نژاد، عضو گروه هنر هاي سنتي فرهنگستان هنردر باره منشاء هنر تذهيب مي گويد: « دقيقا نمي توانيم بگوييم منشاء اين هنر ايران است اما آنچه مسلم است اين است كه اين هنر از دوران ساسانيان به صورت گچبري هاي ديوار و حتي پيش از آن به صورت نقوش روي سفالينه وجود داشته است. كه بعد از اسلام اين نقوش و حجاري ها وارد كتاب ها مي شود و بيشتر خودش را نشان مي دهد.»
از طرز تذهيب و آرايش قرآن هائي كه قبل از قرن سوم هجري تدوين شده اطلاع چنداني در دست نيست. اصولا درباره هنر نقاشي و مذهب كاري در قرون اوليه اسلام اطلاع زيادي در دست نيست. قرآنها نفيس غالباً به دستور سلاطين و امراء وقت تهيه مي شدو هنر مندان سعي مي كردندآنرا كه بطرز بسيار عالي آرايش كنند.
قديمي ترين قرآن هاي باقي مانده از قرون اوليه اسلام همگي به خط كوفي است، نقش و تزئين آنها تقريباً يكنواخت بوده فقط در صفحه اول وگاهي دو صفحه آخر با نقوش هندسي آرايش مي شدند. سر سوره ها نيز غالباً داراي نقوش تزئيني بوده و عموماً در سمت راست آنها يك يا چند گل درشت وترنج طرح مي زدند. شروع سوره و اسم آن را هم به قلم زر مي نوشته اند و نقطه هاي حروف را با رنگ قرمز و سبز يا زعفران و آب طلا مشخص مي كردند. محل حزب و ساير علامات هم به همين شيوه مزين مي شد.
چون ايراني هاي مانوي مذهب، كتاب ديني خود (ارژنگ يا ارتنگ) را كه به وسيله ماني منقوش و مزين مزين ديده بودند بعد از ايمان آوردن به اسلام به تزئين قران رو آوردند. اما احتمالا به دليل اينكه اسلام شكل و تصويررا نهي كرده و مكروه دانسته هنر مندان براي ارضاء حس هنري خود به تزئين و تذهيب رو آوردند.
صفحات بدست آمده از كاوشهاي علمي تورفاني نشان مي دهد كه نقاشان و خطاطان آن زمان توانسته اند به نحو زيبائي خطوط را با نقوش تركيب كنند. اين سبك در دورا ن اسلامي متداول و معمول شد.
مكي نژاد درباره اين هنر در دوران اسلامي مي گويد:« مهم نيست كه مبداء اين هنر ايران بوده است يا نه اما مسلم است كه اين هنر در ايران تكامل پيدا ميكند و نظم هندسي خاصي به خود گرفته است. تنها در ايران است كه تذهيب به اين شكل، با اين نظم و با اين هندسه ديده شده است. كار هاي مشابهي كه عرب ها يا چينيان انجام داده اند در مقابل آثار ايراني بسيار ضعيف جلوه مي كند. پراكندگي رنگ ها و نقوش هندسي اقوام ديگر هنوز هم به پختگي كامل نرسيده است.تذهيب ايراني واقعا بي نظير است.»
در قرون اوليه دوران اسلامي به همان اندازه كه به خوشنويسي توجه مي شد فن آرايش و تذهيب نيز مورد علاقه بزرگان و اميران بود تا جائي كه در نقاط مختلف ايران به خصوص خراسان، مراكزي جهت تعليم و پرورش علاقمندان در اين فن به وجودآمد و رفته رفته فن تذهيب راه كمال را طي كرد.درقرون اوليه دوران اسلامي، خود خطاطان كار تذهيب را به عهده داشته اند ولي به تدريج تقسيم كار بين هنرمندان متداول و مرسوم شد. به احتمال قوي اول خطاط و خوشنويس كار خود را انجام مي داد، يعني نسخه كتاب و يا قرآن را مي نوشته و در ضمن كتابت آن مقداري فضا براي كشيدن صور و يا مذهّب كاري در صفحات خالي مي مي گذاشتند، طوري كه بعضي از اين كتاب ها كه هم اكنون در دست است نشان مي دهد كه قسمتي از كار تذهيب ناتمام مانده است.
از قرن ششم به بعد تزئين و تذهيب قرآن ها با روشي كه در دوره هاي قبل به كار برده مي شد فاصله گرفت. تزئينات از سادگي خارج شد و نقوش هندسي جاي خود را به طرح هاي شاخ و برگ دار داده اند اين گلبرگ هاي به هم پيچيده انسان را به ياد نقوش سلجوقي كه بر روي مساجد اين دوره در اصفهان و قزوين و اردستان بنا شده اند مي اندازد.
از دوره سلجوقي تعدادي قرآن هاي مذهّب باقي مانده كه شايد يكي از بهترين و نفيس ترين انواع آن قرآني است با تفسير مجلد كه در سال 584 فراهم شد است. اين قرآن براي مطالعه امير غياث الدين ابوالفتح محمد بن سام تهيه و كاتب آن محمد بن عيسي بن علي نيشابوري است ولي متأسفانه از نام مذهب آن ذكري به ميان نيامده و احتمال فراهم آوردن آن در خراسان از توسط امير غوريان وجود دارد كه قرآن به نام او مصور است.
در اواخر قرن هفتم و اوائل قرن هشتم هجري شهر تبريز يكي از مراكز مهم براي تشويق و پرورش هنر مندان به شمار مي رفت و اين امر موجبات توسعه و تكامل فن نقاشي و تذهيب را فراهم ساخت، به خصوص در اوائل قرن هشتم به همت و سعي خواجه رشيد الدين كه باني ربع رشيدي در نزديكي شهر تبريز است توجه بيشتري براي كتابت قرآن و كتاب و آرايش و تذهيب آنها شد و در نتيجه مكتب جديدي كه به مكتب تبريز معروف است، به وجود آمد كه درهنر نقاشي و فن تذهيب دوره هاي بعد تأثير زيادي داشته است.
از تغييراتي كه در طرز تذهيب و آرايش قرآن و كتاب در اين دوره به وجود آمد،استفاده از اشكال هشت گوش و ستاره دوازده پر به صورت مركب يا مجزا از هم بر سر لوح ها و نيز ستاره هاي آبي رنگ و گل هاي پرپر كوچك براي تزئين است. سر سوره ها نسبتاً پهن و با خط كوفي روي زمينه لاجوردي با شاخ و برگ درشت نقش شده است. در حواشي قرآن نيز گاهي نقش تزئيني از طرح هاي اسليمي ديده مي شود كه از حيث رنگ آميزي بسيار جالب است. علاوه بر رنگ طلا از الوان ديگر چون آبي، قرمز، سبز و پرتقالي نيز استفاده مي شده، روي هم رفته در اين دوره صنعت تذهيب به اوج كمال و ترقي خود رسيده است.
دوره تيموري از دوره هاي بسيار مهم و پررونق و اعلاي هنر مذهّب كاري است. سلاطين تيموري همه مشوق هنر كتاب نويسي بوده اند كه بزرگترين و مهمترين آنها «باي سنقر ميرزا» پسر شاهرخ بوده است. اين شاهزاده علاوه بر اينكه خود به شخصه مردي هنرمند و بهره مند از فنون كتابت و خط و تذهيب و نقاشي بود، جمع كثيري از هنرمندان كه از سراسر امپراطوري تيموري گرد آورده اند كه در دربار و دارالعلم و كتابخانه اي كه در هرات بنياد نهاده بود مي زيستند. در اين شهر كاغذ ساز، خطاط، تذهيب كار، صحاف، رنگ ساب، نقاش و امثال اين قبيل هنرمندان از اهميت بالايي برخوردار بودند.كتب اين شهر از نفيس ترين و زيباترين كتاب هائي است كه تا كنون تهيه شده.
در اين زمان هنرمندان توجه زيادي به ترسيم اشكال، نباتات، گل ها، مناظر طبيعي و گاهي اشكال پرندگان كرده اند. قرآن هاي اين دوره مخصوصاً آنها كه براي شاهرخ و بايسنقر ميرزا فراهم شده در زمره زيباترين تذهيب كاري هاست. طلا و لاجورد يكي از عوامل اصلي كار آنها بوده و در همه حال براي آرايش و تذهيب كتاب و قرآن از آنها استفاده مي شده است.
صنعت تذهيب كه در دوره تيموري راه كمال پيمود در زمان صفويه نيز ادامه پيدا كرد. در اين زمان زمينه ها معمولاً آبي رنگ است و تقسيم ها كوچكتر و به رنگ طلايي و سياه ديده مي شود. طرح هاي تزئيني نيز به رنگ سفيد، زرد، سرخ، آبي و سبز است. تذهيب كاري و نقاشي با طلا در دوره صفويه ترقي كرد. بسياري از نسخ باقي مانده از اين زمان حاشيه بزرگي دارد كه مناظر طبيعي، اشكال انسان و حيوان بر آن نقاشي شده و رنگ طلايي، سبز و زرد در آنها به كار رفته است.
۱۳۸٥/۱۱/٢٧ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ توسط فرخنده فیروزفرد نظرات ()
تگ ها: